الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

81

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

رابعاً تجربيات بشر بر حسيات استوار است . خطاى حس از خطاى عقل كمتر نيست . اگر عقل به‌واسطهء خطاهاى استدلال بايد غير قابل اعتماد معرفى شود ، حواس نيز بايد به‌واسطهء خطاهاى بىاندازه‌اى كه دارند غير قابل اعتماد اعلام گردند . « 1 » حقيقت اين است كه همان‌طورى كه خطاى حواس سبب نمىشود انسان از محسوسات چشم بپوشد و به واسطهء تكرار و تجربه مىتوان از خطاى حس پرهيز كرد ، خطاى برخى استدلال‌ها نيز سبب نمىگردد كه انسان به‌كلى از استدلال عقلى چشم بپوشد و همه را بىاعتبار اعلام نمايد . حتى قانون عليت را منكر شود . بشر با دقت و ممارست كامل و با به كار بردن احتياط فراوان در ماده و صورت استدلال ، مىتواند به يك سلسله براهين عقلى يقينى غيرتجربى و غير قابل تشكيك نائل گردد . عمدهء مسائل الهيات در فلسفهء اسلامى با چنين براهينى اثبات مىشود چنان‌كه در متن مقاله نيز به اين اشكال پاسخ گفته خواهد شد . 2 ) مىگويند : چون حواس ما تنها آثارى را ( محسوسات ) در دنبال تأثير مادهء خارجى مىيابد ، هيچ‌گونه واقعيتى را از خارج نمىتوان به دست آورد ، تنها ارزشى كه اين ادراكات و افكار دارند ، ارزش عملى است يعنى انسان زندگى خود را ادامه داده و يا تكميل كند و جز اين از براى ادراك و فكر ، ارزشى نيست . اين ايراد از يك طرف به محدود بودن افكار و ادراكات بشر و از طرف ديگر به عدم واقع‌نمايى حواس ارتباط دارد . نظريهء محدود بودن افكار و ادراكات بشر و اين‌كه عقل انسان كوچك‌تر از اين

--> ( 1 ) . خطاهاى حواس بسيار است چشم ستارگان را ميخ‌هاى نقره مشاهده مىكند و چوب را در آب شكسته مىبيند ، ستون منظم سربازان را ديوار ممتد مشاهده مىشود . سراب را آب و گمان مىكند كه خورشيد در ميان دريا غروب مىكند يا در چند فرسخى خود مىپندارد . .